شعر

از شبستان شب موی کسی

بر مشامم می رسد بوی کسی

روح سرگردان من پر می کشد

چون کبوتر بر سر کوی کسی

می تپد در خویش دشت انتظار

از سمند پر تکاپوی کسی

آسمان دور زد از رنگین کمان

در هوای طاق ابروی کسی

می دمد از روزن شب آفتاب

تا ببیند پرتو روی کسی

در پریشانی دل من لود هست

درد چین چشم جادوی کسی

سمت و سوی خوشتن گم کرده ام

می دوم تا پای دل سوی کسی

/ 0 نظر / 6 بازدید