صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | RSS


  امام زمان

موج نگاه گرم تو گرچه گرفته ساحلم ولی هنوز هم چرا غریبه ای تو با دلم

تو رنج تلخ حسرتی کاش ندیده بودمت تو میروی و رفتنت داغ نشانده بر دلم .

به دنیایی که نامردان عصا از کور می دزدند

منه ساده دل از خوش باوری آنجا محبت جستجو کردم .

هر چه کردم نشوم از تو جدا بد تر شد از دل ما نرود مهر و وفا بدتر شد

مثلا خواستم اینبار موقر باشم و به جای تو بگویم شما بدتر شد

این متانت به دل سنگ تو تاثیر نکرد بلکه برعکس فقط رابطه ها بدتر شد

آسمان وقت قرار من و تو ابری بود تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد

چاره دارو و دوا نیست که حال بد من بی تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد

روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد.

ز بعد از مردنم افسوس خواهی خورد و خواهی گفت

که یار باوفایی بود و قدرش را ندانستم

نویسنده : جزیره مجنون | ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٦
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت


......................