صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | RSS


  انتظار

اباصالح همان کشتیّ نوح است
نه آن کشتی که او ناجیّ نوح است

من آن کنعانم و نوحم بوم باب
ولی کِی آیدم ناجی از این آب؟

از این دنیای طوفانی، رهایی
نباشد تا بوَم در این جدایی

مگر یابم رهی بهر توسل
کنم بر یوسف زهرا توکل

مگر آید نجاتی از در غیب
شود یکباره دنیا عاری از عیب

بیا از چشم‌هایم پرده بردار
و اگر نه کِی ببینم از تو رخسار؟

که چشمم بهر این لایق نباشد
به دریا جز تو ام قایق نباشد

نویسنده : جزیره مجنون | ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٦
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت


......................